زیست شناسی - جانوری

علمی

مقدمه

سلامُ دوستان ما در این وبلاگ سعی خواهیم کرد تا مطالب جالبی را در مورد زیست جانوری و بیولوژی موجودت زنده و بخصوص حیات وحش جانوران قرار دهیم امیدوارم این مطالب برایتان مفید باشد و امید دارم شما نیز با نظر های خودتان ما را در هر چه جالبتر کردن وبلاگمان کمک کنید٪ دوستدارتان هانیه
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 5:52  توسط هانیه یوسف پور  | 

آهای آذریا............

سلام دوستان همونطور که قول داده بودم یه وبلاگ جدید ایجاد کردم با نام آتالار سوزی که صرفا برای حفظ سخنان نیاکان آذری است.بیاین دیدن کنین و نظر بدین مطمئنم ضرر نمیکنیین.همین بغل رو ببینین اونجا لینکش کردم.................البته یکم ناقصه که بعدا کاملش میکنم.
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1390ساعت 22:27  توسط هانیه یوسف پور  | 

قابل توجه دوستان عزیز

سلام دوستان خوبین؟بنده بخاطر احترام به نظرات برخی دوستان و کسایی که میان وبلاگمو میبینن وچه تو نظرات و چه حضوری بهم میگن که مطالب رو متنوعش کنم و از اونجایی که وب من یه وب علمیه و بغیر ارائه مطالب علمی هیچ جور دیگه نمیتونم تو اون تنوع ایجاد کنم تصمیم گرفتم یه وب جدید واسه خودم درست کنم که تو اون مطالب متنوع و جدید بزارمو اونو تو همین وبلاگم لینک میکنم که از همین اینجا میتونیین از وب جدید بنده که در روزهای آتی ایجاد میکنم دیدن فرمایید.دوستدارتون هانیه.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 3:41  توسط هانیه یوسف پور  | 

اثر تستوسترون بر پيدايش صفات ثانويه جنسي بالغ

ترشح تستوسترون به مقدار افزايش يابنده بعد از بلوغ موجب ميشود كه آلت تناسلي،اسكروتوم و بيضه ها قبل از ۲۰سالگي حدود ۸ بار بزرگ شوند.علاوه بر آن تستوسترون باعث ميشود كه صفات ثانويه جنسي مرد بطور همزمان بوجود آيند و اين عمل از بلوغ شروع شده و تا آخر بلوغ ادامه مي يابد . اين صفات ثانويه جنسي علاوه بر خود اندامهاي تناسلي ،مرد را به شرح زير از زن متمايز ميسازد:

طاسي- تستوسترون رشد مو بر قله ي سر را كاهش ميدهد .مردي كه بيضه هاي فعال ندارد طاس نمي شود.با اين وجود بسيار ي از مردان با قدرت جنسي زياد هيچ گاه طاس نميشوند.زيرا طاسي نتيجه دو عامل است:اولا يك زمينه ژنتيك براي طاسي و ثانيا مقدار زياد هورمون هاي مردزا يا آندروژنيك كه روي اين زمينه ژنتيك عمل ميكنند.زني كه زمينه ژنتيك مساعد داشته باشدو مبتلا به يك تومور آندروژنيك طولاني شود به همان روش مردها طاس مي شود.

تستوسترون ضخامت پوست را افزايش ميدهدو ميتواند به توليد آكنه كمك كند.

تستوسترون ضخامت پوست روي سراسر بدن و سختي بافت زير جلدي را افزايش ميدهد.تستوسترون ميزان ترشح برخي يا شايد تمام غدد سباسه بدن را افزايش ميدهد.موضوع بويژه مهم ترشح بيش از انداره غدد سباسه صورت است زيرا ترشح زياد اين غدد منجربه آكنه ميشود.

تستوسترون ماتريس استخوان را افزايش ميدهد و موجب احتباس كلسيم مي شود.

متعاقب افزايش زياد در تستوسترون گردش خون در بلوغ استخوانها از نظر ضخامت رشد قابل ملاحظه اي ميكنند و مقدار قابل ملاحظه اي كلسيم را نيز رسوب ميدهند.به اين ترتيب تستوسترون مقدار كل ماتريس استخوانََي را افزايش داده و موجب احتباس كلسيم مي شود.

اثر بر گويچه هاي سرخ خون

هنگامي كه مقادير طبيعي تستوسترون به يك شخص بالغ اخته تزريق شود،تعداد گويچه هاي سرخ در هر ميلي متر مكعب خون حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد افزايش مي يابد.همچنين تعداد گويچه هاي سرخ بطور متوسط در هر ميلي متر مكعب خون در يك مرد متوسط حدود ۷۰۰،۰۰۰ در ميلي متر مكعب بيشتر از يك زن متوسط است.َ

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 20:1  توسط هانیه یوسف پور  | 

شگفتي هاي حيات وحش

علم دامپزشکي عليرغم تصور عامه در دنياي کنوني مرتفع کننده بسياري از مشکلات است. برخي از دانشمندان اين رشته، دامپزشکي را علم شناخت بيماري هاي دامي اعم از بيماري هاي مشترک بين انسان و حيوان يا بيماري هاي خاص دام، پيشگيري از بيماري ها و همچنين علم تغذيه انسان و دام مي دانند. اما بايد گفت وظايف دامپزشک و نقش برجسته اين حرفه زماني در زندگي امروز رنگ جدي تري به خود مي گيرد که بتوان حوزه عملکرد آن را در حفظ و حراست بهداشت دام ها مورد بررسي قرار داد. دامپزشک با تامين بهداشت و مبارزه با عوامل تهديد کننده حيات دام، طيور، آبزيان و حشرات مفيد، ضمن انجام اقدامات بهداشتي لازم براي افزايش طول عمر آنها، با تامين سلامتي اين دسته از موجودات کمک مي کند که بازدهي توليدي و خدماتي آنها بيشتر بشود. يک دامپزشک وظيفه مبارزه با بيش از 400 بيماري مشترک بين انسان و حيوان را نيز دارد. بيماري هايي که به صورت مستقيم و غير مستقيم به انسان منتقل شده و حيات او را به مخاطره مي اندازد. دامپزشکان همچنين در حفظ محيط زيست نقش بسزايي دارند چرا که به مبارزه با بيماري هاي مشترک بين انسان و حيوان مي پردازند. امروز روز دامپزشکي نام نهاده شده است و در اين مطلب تلاش شده به دانستني هايي درباره حيوانات بپردازيم تا بيشتر با آنها آشنا شويم. زندگي طبيعي موجودات مختلف با هم متفاوت است. اين تفاوت در حيوانات گاهي به حدي است که از دانستن آنها شگفت زده مي شويم. آنچه مي خوانيد برخي از ويژگي هاي عجيب و غريب حيوانات است:
-  زالو يک بار 2 تا 3 سانتيمتر مکعب خون مي مکد و بعد از آن يک سال تمام چيزي نمي خورد. 
-  شاخ کرگدن گرچه شبيه استخوان است اما در واقع توده اي از موهايي است که محکم درهم تنيده شده اند. 
-  زماني که گورخرها گله اي کنار هم مي ايستند با خط هاي بدنشان در همديگر ادغام مي شوند و اين موضوع حيوانات درنده را براي شکار آنها گمراه مي کند. 
-  اسب هاي آبي مي توانند مسافت کوتاهي را با سرعتي برابر 30 کيلومتر در ساعت بدوند; درحالي که حدود 3 تن وزن دارند.
-  جانوري موسوم به «راکون» قبل از صرف غذا بايد ابتدا غذايش را با آب بشويد. 
-  يک زنبور ناگزير است دو ميليون دفعه روي گل ها بنشيند تا بتواند يک ليوان عسل توليد کند. 
-  مار ناشنواست و محيط اطراف خود را با ارتعاشات دريافتي از زمين درک مي کند. 
-  بعضي از جانوران هنگام خواب علاوه بر چشم، گوش هاي خود را نيز مي بندند تا صدا کمتر مزاحم خواب آنان شود. 
-  يک فيل قادر است پنج تن بار را به آساني حمل کند. 
-  فيل در يک شبانه روز فقط 3 ساعت و نيم مي خوابد.
-  فقط پشه ماده نيش مي زند و از پروتئين خون مکيده شده براي تخم گذاري استفاده مي کند. 
-  بزرگ ترين نهنگ جهان به نام نهنگ آبي رنگ که 33 متر طول و 180 تن وزن دارد، چند سال پيش در آب هاي خليج فارس مشاهده شد. 
 -7 1/ ميليون نوع مختلف پرنده در جهان کشف شده است.
-  خرچنگ هاي ماده پس از جفتگيري، زوج خود را مي کشند و مي خورند. 
-  نژاد خاصي از خفاش ها به نام هومل، کوچک ترين پستاندار روي زمين به شمار مي آيد که وزن آن بيشتر از 2 گرم نيست.
-  تندروترين جانور روي زمين چيتا يا همان يوزپلنگ است که در دشت هاي آفريقا يا جنوب آسيا از جمله ايران زندگي مي کند. گفته مي شود اين جانور مي تواند بيش از 500 متر را طي 15 ثانيه بپيمايد و طي کند. به عبارت ديگر، سرعت چيتا حدود 120 کليومتر در ساعت است. 
-  پلنگ مي تواند با سرعت 110 کيلومتر در ساعت بدود و اين سرعت را تا 800 متر حفظ کند.
-  فيل ها قدرت بينايي ضعيفي دارند; به طوري که شب ها بچه خود را با کفتار اشتباه مي گيرند. 
-  دوران بارداري فيل 21 ماه است. 
-  مغز فيل يک هزارم وزن بدن اوست. 
-  فيل از گوش هايش به عنوان تهويه هوا نيز استفاده مي کند. او دماي بدنش را توسط گوش هايش متعادل نگه مي دارد، چون سطح بزرگي دارد که حيوان مي تواند از طريق آن حرارت بدنش را کاهش دهد. 
-  دولفين ها و فيل ها فقط 2 ساعت در شبانه روز مي خوابند.
-  چشمان موش کور به کوچکي انتهاي سوزن ته گرد است و فقط تاريک و روشن را تشخيص مي دهد. 
-  فقط قورباغه هاي نر قور قور مي کنند. 
-  در آفريقاي جنوبي، اسب آبي در مقايسه با ديگر حيوانات  باعث بيشترين تلفات جاني در بين انسان ها مي شود. 
-  کنه که حشره اي ريز است مي تواند يک سال تمام بدون غذا زنده بماند. 
-  زرافه مي تواند با سرعت 57 کيلومتر در ساعت بدود. 
-  يک سوسک، بدون سر مي تواند 9 روز زنده بماند، قبل از اينکه از گرسنگي بميرد. 
-  چشم شترمرغ بزرگ تر از مغزش است. 
-  تخم شترمرغ 1/5 کيلو وزن دارد.
-  قوه چشايي پروانه ها در پاهاي آنان تعبيه شده است. 
-  هر چه از استوا به سمت قطب پيش مي رويم، اندازه موجوداتي مثل پنگوئن ، روباه و وال بزرگ تر مي شود. 
-  گاو نر کور رنگ است و تنها در برابر حرکات شنلي که گاو باز در مقابل چشمانش تکان مي دهد به خشم مي آيد و ديگر فرقي نمي کند شنل چه رنگي باشد. 
-  وزن کل موريانه هاي جهان ده برابر وزن کل انسان هاست.
-  ادرار موش زير اشعه ماورابنفش مي درخشد و همين باعث مي شود که بازها بتوانند آنها را شکار کنند. 
-  کانگوروها نمي توانند به سمت عقب راه بروند. 
-  مارها و ببرهاي استراليايي که چشم هايشان توسط پرندگان کور شده اند، به راحتي مي توانند به زندگي خود ادامه دهند.
-  ببر مي تواند بزرگ تر از شير باشد يک ببر بالغ مي تواند تا 3 متر طول و بيش از 300 کيلو وزن داشته باشد. در مقابل شير مي تواند تا 2/5 متر طول و تا 250 کيلو وزن داشته باشد.
-  يکي از سمي ترين حيوانات دنيا نوعي عروس دريايي است که سم آن در کمتر از دو دقيقه قرباني خود را مي کشد. 
-  فقط 30 درصد از مارهاي دنيا سمي هستند. 
-  عقرب ها تنها موجوداتي هستند که اشعه راديو اکتيويته تاثيري برآنها ندارد و جالب تر اينکه عقرب ها دو دشمن دارند يکي از آنها نوعي سار است و ديگري مگس. 
-  مار «آناکوندا» تنها نمونه افعي است که بچه مي زايد. 
-  ملکه موريانه پنجاه بار بزرگ تر از جفت خود است. 
-  نوعي ماهي وجود دارد که با کمک باله هايش به سطح آب مي آيد و يک و نيم دقيقه در هوا پرواز و طعمه خود را شکار مي کند. 
-  اسب ماده 30 دندان و اسب نر 36 دندان دارد. 
-  حس بويايي مورچه با حس بويايي سگ برابري مي کند.
- 8800   نژاد مختلف مورچه در جهان وجود دارد و تعداد تمام مورچه هاي جهان به يک ميليون ميليارد مي رسد.
-دانشمندان   از بزاق نوعي خفاش خون آشام، دارويي ساخته اند که جلوي سکته مغزي را مي گيرد. 
-  در صورت نبودن غذا، تمساح قوي، همنوع ضعيف تر خود را مي خورد. 
-  تمساح نمي تواند زبانش را بيرون بياورد. 
-  دندان هاي تمساح در همه سنين عمر دوباره درمي آيد.
-  طول بدن تمساح به 5 متر و وزن آن به بيش از 520 کيلوگرم هم مي رسد. تمساح ها به راحتي در آب شنا مي کنند و با بستن پرده گوش و بيني شان مي توانند بيش از يک ساعت نفس خود را در سينه حبس کنند و زير آب بمانند. 
-  کوچک ترين سگ جهان، دارکيده پيترزبورگ با 600 گرم وزن است. 
-  پنگوئن نر در طول دو ماه محافظت از تنها تخم پنگوئن ماده، چيزي نمي خورد و چهل درصد وزن خود را از دست دهد. 
-  پنگوئن نر مي تواند ماهي را در معده خود بيش از يک هفته بدون اينکه هضم کند نگهدارد و هر زمان لازم شد مقداري از آن را بالا بياورد و به بچه خود بدهد.
-  قلب گنجشک 100 بار در دقيقه مي زند. 
-  مار مي تواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند.
-  بزرگ ترين مار جهان 8 متر طول و 125 کيلوگرم وزن دارد.
-  قدرت بينايي جغد 82 برابر انسان است. 
-  حداکثر سرعت لاک پشت هاي غول پيکر 4/5 متر در دقيقه است که خرگوش اين فاصله را در کمتر از نيم ثانيه مي پيمايد.
-  بزرگ ترين جانور بي مهره، ماهي مرکب غول پيکر است که بلندي اش مي تواند تا حدود 15 متر برسد. 
-  شامپانزه، اورانگوتان، گوريل، ميمون، سگ، گربه، راکون، خوک، فيل و اسب جزو باهوش ترين حيوانات هستند. 
-  وزن مغز گوريل 600 گرم است. 
-  سگ ها دنيا را بي رنگ و مات مي بينند، آنها نزديک بين هستند و تنها سايه هاي خاکستري رنگ را تشخيص مي دهند.
-  ماهي قزل آلا يکي از بهترين و معروف ترين ماهي هاي پرورشي آب هاي شيرين است و نوع رنگين کمان آن نخستين بار از آمريکا به نقاط ديگر برده شد. 
-  ضربان قلب مرغ مگس خوار 1000 مرتبه در دقيقه است.
-  حيواناتي چون سگ و گربه تنها از طريق نفس زدن تندتند به دفع گرماي بدن خود مي پردازند و به اين علت است که سگ در هواي گرم دهان خود را باز مي کند و له له مي زند، تا به اين ترتيب از حرارت بدن خود بکاهد. 
-  بعضي از پرندگان چنان درجه حرارت بدنشان بالاست که مجبورند براي حفظ اين گرما، غذاي زيادي بخورند، به طوري که اگر شما بخواهيد به اندازه اين نوع پرندگان غذا بخوريد بايد در هر وعده غذا حداقل 10 کيلو غذا ميل کنيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 23:45  توسط هانیه یوسف پور  | 

حيوانات عجيب الخلقه

دادنا: هر ساله در دنیا حیوانات و گیاهان جدیدی کشف می شوند که تاکنون از تیررس نگاه تیزبین دانشمندان زیست شناسی و مجامع علمی دنیا پنهان شده بودند و هر ساله نیز تعدادی گیاه و جانور منقرض می شوند و تنها یادگاری از آنان در تصاویر یا به صورت تاکسیدرمی شده (خشک کردن پیکر جانوران) باقی می ماند.

به گزارش دادنا، تنوع حیات بسیار شگفت انگیز است و بالغ بر یک میلیون جانور تاکنون شناسایی شده است، رقمی که هر ساله به لیست آن افزوده می شود. بیشترین جانوران و گیاهان ناشناخته دنیا در اقیانوسها و اعماق آن زندگی می کنند و به صورت تصادفی و یا با صرف هزینه های بسیار و با استفاده از زیردریایی های اکتشافی شناخته می شوند. همچنین در نقاطی مانند جنگلهای آمازون و جزیره ماداگاسکار تعداد جانداران کشف نشده هنوز بسیار است.

به تازگی لیست و تصاویر زیادی از بیش از 100 جانور عجیب دنیا منتشر شده است که تصاویر 10 جانور عجیب را می بینید. به دلیل اینکه جایگزینی دقیقی در زبان فارسی برای این جانوران موجود نیست اسم لاتین آنها ذکر شده است.

1-  Aye-aye


Aye-aye  موجودی متعلق به ماداگاسکار است که دارای دندانهایی مانند دندانهای حیوانات جونده و انگشت میانی باریک جهت انطباق با خصوصیات زیست شناختی (مانند دارکوب) است. این موجود جزء بزرگترین پستانداران ابتدایی محسوب می شود و از طریق شیوه یافتن مواد غذایی مورد نیازش شناخته می شود. به این ترتیب که به آرامی بر روی تنه درختان به منظور پیدا کردن کرم حشره ضربه می زند و سپس به کمک دندانهایش در آن قسمت حفره ای ایجاد کرده و انگشت میانی و باریکش را جهت بیرون کشیدن کرم به داخل حفره می برد. 
Aye-aye ها تنها نوع در گونه Daubentoniidae و infraorder Chiromyiformes هستند. این موجود تنها نوع باقی مانده از گروه خود است. نوعی دیگر از این موجودات در چندین دهه گذشته منقرض شدند.

2- Blobfish


دانشمندان معتقدند ماهی blobfish در خطر انقراض قرار دارد. این گونه ماهی می‌تواند تا 30 سانتی‌متر رشد کند و ممکن است به دلیل صید بیش از حد تا چندی دیگر به طور کامل از روی زمین محو شود. این ماهی که در عمق بیش از 800 متر آب دریاهای استرالیا و تاسمانی  زندگی می‌کند ، به ندرت توسط انسان دیده شده است. اما تقریبا در همان عمقی زندگی می‌کند که خرچنگ‌ها زندگی می‌کنند. به همین دلیل توسط ماهیگیران در حین صید خرچنگ شکار می‌شود.

3- Pygmy Marmoset


میمون قد کوتاه، میمونی است که در غرب برزیل،شرق پرو،اکوادور و جنوب شرقی کلمبیا زندگی می کند.این حیوان کوچکترین میمون جهان است و طول بدنش بدون احتساب دمش 14 الی 16 سانتی متر است. وزن جنس نر 140 گرم و وزن جنس ماده در حدود 120 گرم است.

4- Angora Rabbit


خرگوش آنگورا بدلیل موهای نرم و بلندش یکی از انواع خرگوشهای خانگی محسوب می شود. خرگوش آنگورا یکی از قدیمی ترین خرگوشهای اهلی است که به همراه گربه و بز آنگورا برای اولین بار در آنکارا، ترکیه دیده شد. خرگوش آنگورا حیوان خانگی مورد علاقه خانواده های اشرافی در فرانسه در سالهای 1700 بود که دراواخر همان قرن به اروپا نیز آمد. انواع مختلفی از این نوع خرگوش وجود دارد که 4 نوع آن از انواع آربا از قبیل نژاد فرانسوی، آلمانی، غول پیکر، انگلیسی، خال خالی، چینی، سوئیسی و فنلاندی هستند.

5- Sloth

این جانور از رده پستانداران است و به "تنبل" نیز معروف است. شش گونه حیوانات از پستانداران متوسط هستند که در آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی یافت می‌شوند.با توجه به انواع شناخته شده می توان آنها را به دو گروه ۲ انگشتی و ۲ انگشتی تقسیم کرد.

6- White-faced Saki Monkey



این میمون در جنگلهای آمریکای جنوبی بوِیژه در برزیل، گویان فرانسه، سورینام و ونزوئلا زندگی می کند. عمدتا از میوه ها برای تغذیه استفاده می کند اما از حشرات کوچک نیز استفاده می کند.

7- Proboscis Monkey



اين میمون که به ميمون پوزه دراز نیز مشهور است و در جزيره اي در جنوب شرقي آسيا زندگي مي كند. رنگ اين ميمون قهوه اي مايل به قرمز است و به دلیل شکل عجیب بینی اش در عالم حیوانات معروف است. این میمون شکم بزرگی نیز دارد که ناشی از روش تغذیه اوست. سیستم گوارشی پیچیده و عجیبی نیز دارد.

8- Tarsier




این پستاندار کوچک در سوماترای جنوبی، برونئو و جزایر اطرافش زندگی می کند. این حیوان، با دم بلند و بی مو و چشمان بسیار درشت و گردش شناخته می شود. دست ها و بالاتنه اش کوتاه و پاها و پایین تنه اش بلند است که باعث می شود این جانور بتواند بپرد. تنوع رنگی از زیتونی کمرنگ یا قهوه ای مایل به قرمز تا قهوه ای مایل به خاکستری تیره یا روشن در خز این جانور به چشم می خورد. نیز این تنوع رنگ ممکن است به سن حیوان هم بستگی داشته باشد.

9- Axolotl



اکسولوتل( Axolotl ) مخلوق کوچک و ناشناخته که محبوبیت زیادی بعنوان یک حیوان خانگی دارد. این حیوان به "ماهی راه رونده مکزیکی" مشهور است، اکسولوتل همانند قورباغه و وزغ واقعا دوزیست است. اکسولوتل خویشاوندی نزدیکی با سمندر مکزیکی دارد، سمندر در جزیره زندگی میکند اما اکسولوتل کاملا وابسته به آب است. هردو آنها دارای شش هستند اما تنفس اصلی آنها بیشتر از آبشش است که در طول بدن و در میان پوستشان قرار دارد.

10- Alpaca


آلپاکا نام جانوری از خانواده شترسانان است که زیستگاه اصلی آن در آمریکای جنوبی بوده و گونه اهلی لاما یا همان شتر بدون کوهان آمریکای جنوبی است. گله‌های آلپاکا برای چرا در بلندی‌های ۳۵۰۰ متر به بالا در کوهستان آند در اکوادور و جنوب پرو، شمال بولیوی و شمال شیلی نگهداری می‌شود. آلپاکاها از لاما کوچک‌ترند و از آن‌ها برای بارکشی استفاده نمی‌کنند بلکه تنها از الیاف آن‌ها استفاده می‌شود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ساعت 17:34  توسط هانیه یوسف پور  | 

هسته سلول


هسته محل ذخیره اطلاعات ژنتیکی و مرکز کنترل سلول یوکاریوتی است. محتویات هسته در

یوکاریوتها توسط غشای هسته احاطه شده است و اندامکی به نام هسته را بوجود آورده است. ولی چون سلولهای پروکاریوتی فاقد غشای هسته هستند بدون هسته محسوب می‌شوند.


اطلاعات اولیه
هسته در سال 1831 توسط
Robert Brown در سلولهای اپیدرمی ثعلبیان کشف شد و به عنوان بخشی متراکم ، پایدار و موجود در همه سلولها در نظر گرفته شد. هسته یک ساختار فشرده با پیچ و تابهای زیادی را داراست و با پروتئین همراه می‌باشد. به چنین مجموعه فشرده‌ای همراه با پروتئین ، کروماتین می‌گویند. هسته واجد غشای دو لایه‌ای موسوم به پوشش هسته‌ای است و در این پوشش حفره‌ها یا روزنه‌هایی موسوم به منفذ پیچیده هسته‌ای است که از طریق آنها عمل تبادل مواد بین هسته و سیتوپلاسم انجام می‌گیرد. برای بررسی ساختمان عمومی هسته می‌توان از میکروسکوپ نوری و میکروسکوپ الکترونی استفاده کرد.




شکل و محل و تعداد هسته در سلولها
هسته در بیشتر سلولها کروی یا بیضوی است. در سلولهای پارانشیمی بالغ گیاهان عدسی شکل ، در سلولهای عضلانی مخطط جانوران و سلولهای پروکامبیومی گیاهان استوانه‌ای شکل ، در سلولهای آبکش بالغ و سلولهای انگل زده چند بخشی است. در عده‌ای از سلولها هسته چند بخشی است مثل گویچه‌های سفید خون چند هسته‌ای و یا سلولهای استئوکلاست (استخوان خوار). در بیشتر سلولها هسته در مرکز قرار دارد. در سلولهای گیاهی به علت رشد واکو‌ئلها ، هسته در کنار غشا قرار می‌گیرد و در سلولهای عضلانی مخطط هسته در بخشهای کناری قرار دارد.

در جلبک استابولاریا هسته در بخش ریزوئیدی (ریشه نما) یا مجاور با آن قرار دارد. اغلب سلولها دارای یک هسته هستند. با وجود این برخی جانداران ابتدایی و یا سلولهای جانداران پیشرفته بیش از یک هسته دارند. برای مثال حدود 20 درصد از سلولهای کبدی و یا عده زیادی از سلولهای ریسه قارچها دو هسته‌ای هستند. سلولهای عضلانی مخطط ساختمان سنوسیتی دارند یعنی در یک سیتوپلاسم مشترک چندین هسته پراکنده است. این سلولها ابتدا یک هسته‌ای بوده‌اند که به دلیل تقسیمات مکرر هسته بدون آنکه سیتوپلاسم تقسیم شود به حالت سنوسیتی درآمده‌اند.

نسبت حجم هسته به حجم سیتوپلاسم را نسبت نوکلئوپلاسمی می‌گویند. این نسبت برای سلولهایی که در یک مرحله رشد و در شرایط مشابه باشند ثابت است.


هسته شامل پوشش هسته‌ای ، شیره هسته ، اسکلت هسته‌ای ، کروماتین و بالاخره هستک می‌باشد.


پوشش هسته‌ای
اطراف هسته سلولهای یوکاریوتی را پوشش هسته‌ای شامل غشای بیرونی ، غشای درونی ، فضای بین دو غشا و منافذ هسته‌ای پوشانیده است.
غشای بیرونی
از دو لایه فسفولیپیدی و پروتئینهای پراکنده در بین آنها تشکیل شده است که شباهت زیادی به غشای شبکه آندوپلاسمی دارد و در سطح آن ریبوزومها قرار گرفته‌اند. بخشهایی از غشای بیرونی با شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار ، پیوستگی دارد و منشا غشای هسته نیز از شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار است.
فضای بین دو غشا
فضای بین دو غشای یا فضای دور هسته‌ای فضایی به وسعت 60 تا 100 آنگستروم است که وسعت آن در همه جای پوشش هسته‌ای یکنواخت نیست. در برخی نواحی وسیع‌تر و در محل منافذ یا سوراخهای هسته‌ای که دو غشا پوشش هسته‌ای بهم می‌رسند وسعت فضای دور هسته‌ای به صفر می‌رسد.
غشای داخلی
غشایی زیستی به ضخامت حدود 60 تا 70 آنگستروم ، شبیه غشای شبکه آندوپلاسمی و فاقد ریبوزوم است. غشای داخلی با واسطه پروتئینهای لامینایی با کروماتین ارتباط دارد.


منافذ غشای هسته
در پوشش هسته‌ای ساختمانهای پروتئینی فعال و ویژه‌ای به اسم منافذ هسته‌ای وجود دارد. وجود این منافذ بوسیله هرتویگ در سال 1876 برای اولین بار پیش‌بینی شد. قطر منافذ به اندازه‌ای است که به مولکولهای پروتئین ، انواع
RNAها و حتی زیر واحد‌های ریبوزومی اجازه عبور می‌دهد. پروتئینهای سیتوپلاسمی که وارد هسته می‌شوند از جمله پروتئینهای هیستونی دارای یک بخش نشانه هستند که به کمک آن از بازگشت آنها به سیتوپلاسم جلوگیری می‌شود. منافذ هسته‌ای عبور یونهای منفی را تسهیل می‌کنند.

منافذ هسته‌ای ساختمانهای دائمی و پایدار نیستند و متناسب با نیاز سلول ایجاد یا ناپدید می‌شوند. در سلولهای با فعالیت متابولیکی بالا که مبادله مواد بین هسته و سیتوپلاسم زیاد است تعداد منافذ هسته نیز زیاد است و در سلولهایی که تبادلات هسته و سیتوپلاسم کم است تعداد منافذ کاهش می‌یابد. هر منفذ بوسیله مجموعه‌ای از ذرات متراکم احاطه شده است. این ساختمانهای پروتئینی را بر روی هم مجموعه منفذی یا منفذ پیچیده هسته‌ای می‌نامند که شامل بخشهای زیر است.
• یک حلقه یا آنولوس که از 8 پروتئین گرانولی کناری تشکیل شده است و در سطح سیتوزولی قرار دارد.
• یک حلقه یا آنولوس که این هم از 8 پروتئین گرانولی کناری تشکیل شده است و در سطح نوکلئوپلاسمی قرار دارد.
• کانال مرکزی یا درپوش که این کانال محل عبور مواد می‌باشد و در مرکز منفذ قرار دارد.
• منفذ از ترکیباتی به نام
Annular Material پر شده و به سمت نوکلئوپلاسم (شیره هسته) و سیتوپلاسم بیرون زده است.
شیره هسته ( نوکلئوپلاسم یا کاریولنف )
شیره هسته مایعی است که درون هسته را پر کرده است و از نظر کلی شبیه سیتوزول و کمی متراکم‌تر از آن با
PH اسیدی است. شیره هسته یا ماتریکس هسته حاوی آب 10 درصد از کل پروتئینهای هسته‌ای ، 30 درصد از کل RNA و 2 تا 5 درصد از کل فسفولیپیدهای هسته‌ای را شامل می‌شود. مقدار کمی لیپید و نیز مقداری گلوسیدهای (قندها) موثر در تشکیل نوکلئوتید مثل ریبوز و دزوکسی ریبوز در آن وجود دارند.
یونهای موجود در شیره هسته
در شیره هسته یونهای وجود دارد. یونهای موجود در هسته ده برابر بیشتر از یونهای موجود در سیتوپلاسم می‌باشد. و از این لحاظ مساوی محیط خارج سلول است. یون در هسته برای نگهداری ساختمان مولکول
DNA لازم می‌باشد. یون مانع تجمع هیستونها بر روی DNA و اثری در جهت فعال کردن تنظیم بیان ژن و افزایش نسخه برداری دارد.
پروتئینهای شیره هسته
این پروتئینها به دو گروه ساختمانی شامل هیستونها و تنظیمی شامل انواع غیر هیستونی و آنزیمی تقسیم می‌شوند.
• پروتامینها : از مهمترین پروتئینهای موجود درشیره هسته سلولهای جنسی و زایشی هستند که خاصیت قلیایی دارند.
• پروتئینهای هیستونی : با دارا بودن خاصیت قلیایی به
DNA متصل شده و نوکلئوزومها یا واحدهای تکراری DNA را می‌سازند.
• پروتئینهای غیر هیستونی : دارای خاصیت اسیدی هستند.
• _پروتئینهای آنزیمی :__ پروتئینهای آنزیمی شیره هسته شامل
DNA پلیمرازها ، RNA پلیمرازها ، لیگازها ، DNase ، RNase ، GTPase ، ATPase ، نوکلئوزید فسفریلاز است.
ساختمان شیره هسته
شیره هسته یا نوکلئوپلاسم حاوی انواع گوناگونی از گرانولهای بین کروماتینی و گرانولهای اطراف کروماتینی است.
• گرانولهای بین کروماتینی (
ICG ) : ذراتی است به قطر 20 تا 25 نانومتر که توسط رشته‌هایی به یکدیگر متصل شده‌اند و به فرم دستجاتی در فضای بین کروماتین اکثر هسته‌ها دیده می‌شود.
• گرانولهای اطراف کروماتینی (
PCG ): در اطراف هتروکروماتین متراکم قرار داشته و مانند گرانولهای منفرد به نظر می‌آیند. این گرانولها به قطر 30 تا 50 نانومتر بوده و توسط گرانولهایی به قطر 25 نانومتر احاطه شده‌اند. این گرانولها در بسیاری از هسته سلولها دیده شده و از تراکم فیبرهای بسته بندی شده به قطر 3 نانومتر تشکیل شده‌اند. این گرانولها از RNA دارای وزن مولکولی کم و ضریب رسوب 4.7s و حداقل 2 پروتئین تشکیل شده است.
اسکلت هسته‌ای
مجموعه منفذی شبکه لامینایی به علاوه اسکلت هسته‌ای درونی را روی هم اسکلت هسته‌ای گویند.
شبکه لامینایی
شبکه لامینائی یا لامینها پروتئینهای خاصی هستند که تریمرهایی تشکیل می‌دهند متشکل از سه مونومر که با
A ، B ، C یا a ، b ، c معرفی می‌شوند. تریمر‌های لامینایی که از سه مونومر A ، B و C تشکیل یافته‌اند همانند شبکه تورینه‌ای بهم می‌پیوندند و اسکلت هسته‌ای را می‌سازند. بخش محیطی (اطرافی) اسکلت هسته‌ای تراکم بیشتری دارد و بخش درونی آن کم تراکمتر و دارای حالت اسفنجی است. شبکه لامینایی را اغلب شبکه بسیار ظریفی می‌دانند که در مقابل سطح درونی پوشش هسته‌ای قرار گرفته‌اند و با مجموعه‌های منفذی اتصالهایی دارد. شبکه لامینایی ساختمانی ظریف اما چسبنده دارد که پس از حذف پوشش هسته‌ای و حل کردن پروتئین و DNAی موجود در کروماتین بصورت پاکت نازکی باقی می‌ماند و اندازه و حالت هسته را حفظ می‌کند.

لامین نقش ساختمانی مهمی در تعیین شکل و وضعیت هسته بازی می‌کند. لامینها مولکولهای بسیار پایداری هستند. به حسب وضع لامینها در طول تقسیم سلولی دو نوع لامین در نظر می‌گیرند. لامینایی که همیشه چسبیده به پوشش هسته‌ای باقی می‌ماند (لامین
B در پستانداران) و آنهایی که هنگام تقسیم در سیتوپلاسم حل می‌شوند (لامین A و C در پستانداران). لامینها به اندازه کافی بخشهای آبگریز برای نفوذ به دو لایه لیپیدی غشای داخل هسته را ندارند اما با واسطه یک نوع از پروتئینهای درون غشایی به آن متصلند.
اسکلت هسته‌ای درونی
هنگامی که هسته‌ها جدا شده از سلول بوسیله نوکلئازها از جمله
DNase و RNase که به ترتیب DNA و RNA را هضم می‌کنند یا با محلولهای نمکی قوی که پروتئینهای کروی را حل می‌کنند، تیمار شوند یک شبکه سه بعدی درون هسته‌ای باقی می‌ماند که با میکروسکوپ الکترونی قابل مشاهده است و در مجموعه شیره هسته پراکنده است. این ساختمان را اسکلت درونی هسته‌ای می‌گویند. به نظر می‌رسد که این شبکه برای سازمان‌یابی کروماتین مهم است. اسکلت هسته‌ای درونی از دو شبکه روی هم تشکیل شده است که عبارتند از:
• شبکه اول از پروتئینهای رشته‌ای ساخته شده و نقش پشتیبان را برای شبکه دوم دارد.
• شبکه دوم از پروتئینهای گویچه‌ای یا کروی ساخته شده که بین آنها پروتئینهای آنزیمی دخالت کننده در رونویسی و همانند سازی نیز در بین آنها وجود دارد.
هستک
هستک در هسته انترفاز دیده می‌شود از مرحله پروفاز تا اوایل تلوفاز دیده نمی‌شود. هستک یک اندامک درون هسته‌ای و بدون غشا در شیره هسته می‌باشد. تعداد معمول آن یک یا دو عدد در هسته هر سلول ، گاهی چند عدد و در هسته اووسیت دوزیستان تعداد زیادی هستک وجود دارد هستک‌ها اغلب کروی شکل و به صورت ذرات متراکم هستند.

بین درشتی هستک و فعالیت بیوسنتزی پروتئینی سلول وابستگی وجود دارد. هرچه سلولها دارای سنتز پروتئین بیشتر باشند هستکهای درشت‌تری دارند مثل اووسیتها ، سلولهای ترشحی و نورونها. در مقابل در اسپرماتیدها و سلولهای عضلانی هستکها کوچکترند. هستک حاوی
RNA فراوان است و یک منطقه کروماتینی متراکم و کم و بیش حلقه‌دار اطراف هستک را احاطه می‌کند هستک جایگاه تشکیل ریبوزوم است.




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ساعت 3:26  توسط هانیه یوسف پور  | 

 

تاكسونومي پلاتي پوس

Animalia    kingdom:
Phylum: Chordata
Subphylum: Vertebrata

Mammalia: Class

egg-laying Prototheria mammals: Subclass

 Order: Monotremata

Family: Ornithorhynchidae

Ornithorhynchus : Genus

Species: Ornithorhynchus anatinus

 

مونوترم ها (خصوصيات ظاهري)   

          مونوترم ها احتمالاً در گذشته در دوران مزوزوئیک از شاخه دیگری از پستانداران مشتق شده اند. آن ها معمولاً در زیر رده دیگری جدا از دیگر پستانداران به نام پروتوتریا (Prototheria) طبقه بندی می شوند. آن ها بسیاری از صفات اجداد خزنده خود را حفظ کرده اند (برای مثال یک کمربند سینه ای پیچیده ، تخم گذاری به جای حمل نوزادان در بدن و . . . ) جمجمه مونوترم در ظاهر تقریباً شبیه به پرندگان است با پوزه ای کشیده و ظاهر خارجی صاف. مونوترم های مدرن در سن بلوغ دندان ندارند؛ شکاف ها یا بندگاه ها (Suture) به سختی دیده می شوند؛ پوزه کشیده، منقار مانند و توسط یک نیام چرم مانند پوشیده شده است، استخوان اشکی وجود ندارد. البته مونوترم ها، چندین خصوصیت مهم پستانداران را نیز حفظ کرده اند مثل داشتن خز، قلب 4 حفره ای، یک استخوان دندانی منفرد، سه استخوان گوش میانی و قابلیت شیر دادن.

در جمجمه استخوان گونه ای، تحلیل پیدا کرده یا به کلی حذف شده است، استخوان آرواره پایین استخوانی باریک وقلمی است، زاویه فک پایین برخلاف کیسه داران از وسط انحنا ندارد، حلزون شنوایی وجود دارد و بیشتر دیواره جمجمه توسط استخوان گیجگاهی ساخته شده است. در سطوح پایین تر از جمجمه، اسکلت مونوترم ها همچنان بین دیگر پستانداران بی نظیر است. یک ترکیب جالب از صفات ابتدایی به ارث رسیده از تراپسیدها است که در هیچ پستاندار دیگری دیده نمی شود و تغییرات احتمالاً مربوط به عادت های لانه سازی مونرترم های مدرن است.

کمربندهای شانه ای آن ها پیچیده است و شامل اجزای استانداردی پستانداران مدرن می باشد اما همچنین دارای عناصر جدایی شامل coracoid ، epicoracoid و interclavicle نیز می باشد.

کتف ساده و فاقد حفره supraspinous می باشد. کمربند شانه ای خیلی محکم تر از دیگر پستانداران به اسکلت متصل شده است. استخوان ران و استخوان بازو در هنگام راه رفتن جانور به سختی موازی نگه داشته می شوند که بیشتر شبیه به خزندگان مدرن است تا دیگر پستانداران. دنده ها روی مهره های گردن و سینه قرار دارند در حالی که در دیگر پستانداران مدرن، دنده ها محصور به ناحیه قفسه سینه ای است. یکی دیگر از ویژگی های جالب اسکلتی مونوترم ها وجود استخوان های بزرگ روشرمگاهی در ناحیه لگن است. به نظر می رسد وجود استخوان های روشرمگاهی به داشتن کیسه مربوط باشد، اما این استخوان ها هم در جنس نر و هم در جنس ماده دیده می شوند.

این استخوان ها همچنین در تمام گونه های کیسه داران نیز دیده می شوند. امروزه به نظر می رسد استخوان های روشرمگاهی تحلیل رفته قسمتی از اسکلت تراپسیدها هستند که به اعضای آن گروه برای تحمل وزن نیمه تنه عقبی کمک می کند.

مونوترم ها اندوترمیک اند اما معمولاً میزان متابولیسم پایین دارند و دمای بدنی پایین تری نسبت به دیگر پستانداران دارند.

تخم های مونوترم ها کوچک در حدود mm13 تا mm 15 بوده و توسط یک پوسته چرمی مانند پوشیده می شوند. تعداد تخم ها نیز بین 1 تا 3 بوده و در کیسه مادر جای می گیرند. تخم ها معمولاً زرده بزرگی دارند که در یک سمت تخم متمرکز شده است و بسیار شبیه به زرده تخم یک پرنده است. در پلاتی پوس تنها تخم دان چپ کاربردی است اما هر دو تخمدان در اکیدنه تولید تخم می کنند. همانند تخم پرندگان ، تخم های مونوترم ها خارج از بدن مادر نگهداری و تفریخ می شوند. باز شدن تخم ها 12 روز طول می کشد. نوزادان نیز با استفاده از یک دندان شیری از تخم خارج میشوند.

در اکیدنه نوزادان در یک کیسه حفاظت می شوند اما در پلاتی پوس اینگونه نیست. نوزادان از شیر حاصل از غدد شیری تغذیه می کنند؛ شیراز طریق پوست به داخل کیسه ترشح می شود تا نوزادان از آن استفاده کنند. از شیرگرفته شدن بین 16 تا 20 هفته پس از تولد صورت می گیرد. همه مونوترم های نر مهمیزهایی بر روی مچ ها دارند که به نظر می رسد در جنگیدن و دفاع کردن استفاده می شود. در خانواده Ornithorhynchidae نزدیک مهمیزها غده هایی وجود دارند که سم ترشح می کند.

مونوترم ها محدود به گینه نو واسترالیا هستند، شواهد فسیلی کمی از آن ها در دسترس است. اولین فسیل های آن ها مربوط به اوایل کرتاسه است. یک فسیل از آرژانتین نشان می دهد مونوترم ها در گذشته پراکندگی زیادتری داشتند.

 

تكامل مونوترم ها

 

آیا پستانداران تخمگذار خیلی آهسته تر از دیگر پستانداران تکامل یافته اند؟

مدارک جدید از استخوانهای آرواره کشف شده در استرالیا که 100 میلیون سال قدمت دارند، حاکی است که پستانداران تخم گذاری مانند پلاتی پوس ( (platypus نسبت به سایر پستانداران تکامل آهسته تری داشته اند.  پستانداران تخم گذار یا مونوترمها (monotremes)  معمولا به دو گروه تقسیم می شوند:

1) پلاتی پوسهای منقار اردکی پهن پا. 

2)اکیدنه های چاق وچله خاردار مورچه خوار.

هردو گروه فوق بومی استرالیا هستند.  فسیلهای کشف شده این دو گروه بسیار نا چیز است، بنابر این محققان مصمم هستند تا شجره نامه مونوترم ها را بر مبنای داده ها و اطلاعات مولکولی ترسیم کنند. آنها با محاسبه تفاوتهای موجود در توالی ژنها و پروتینهای  پلاتی پوسها و اکیدنه ها، می توانند تخمین بزنند که این دو گروه در چه زمانی از هم جدا شده اند. بسته به ژن یا پروتئین مورد تحقیق، نتایج مختلفی به دست می آید و بنابراین تخمین زمان جدایی آنها، از17 تا 80 میلیون سال قبل متغییرمی باشد.

اما بعضی از محققان مردد هستند که آیا جانور قدیمی به نام  Teinolophosکه بیش از 100 میلیون سال قبل در استرالیا زندگی می کرده، پلاتی پوس اولیه است؟ اگر این چنین باشد زمان جدایی این دو گروه به خیلی پیشتر برمی گردد.

از آزمایشات و تحقیقات انجام شده بر روی اسکلت های Teinolophos معلوم نمی شود که آیا این جانور پلاتی پوس یا نیا ی معمولی مونوترمها است؟ ازآن رو Timothy Rowe و همکارانش از دانشگاه تگزاس، برای تشخیص این جانوران، سه جمجمه را توسط اشعه ایکس با قدرت تفکیکی بالا،پرتونگاری کردند.

 

 پوزه های عکسبرداری شده بااشعه ایکس

تصاویری که شکل و اندازه کانال بزرگی که ازمیان آرواره جانور خارج شده است، را نشان می دهد، دلالت بر پلاتی پوس بودن این جانور، نه اکیدنه بودن آن می کند. در جانوران پیشرفته این کانال، منقار حساس پلاتی پوس را که دارای اعصاب ورگهای خونی می باشد را پشتیبانی می کند. آزمایشات انجام شده بر روی دندانهای این جانوران نشان می دهد که این گونه دندان در پلاتی پوس وجود دارد نه دراکیدنه. از طرفی آزمایشات و تحقیقات دیگر نشان می دهد که جدایی بین این دو گروه بیش از 100 میلیون سال قبل و پیش از اینکه این صفات ایجاد شود، اتفاق افتاده است.

چگونه می توان این دو نتیجه را تطبیق داد؟ محاسبه زمان جدایی پلاتی پوس- اکیدنه بر اساس تغییرات مشاهده شده در دیگر پستانداران محاسبه می شود. اما اگر مونوترمها تکامل آهسته تری نسبت به سایرپستانداران  داشته باشند، همانگونه که Rowe پیشنهاد می کند، محققان می توانند زمان جهش ها را تخمین بزنند. Rowe می گوید "به نظر می رسد که مونوترمها تاریخچه تکاملی واقعا آهسته ای داشته اند."

 

حرکات آهسته

با این وجود آنچه که نقض کننده تکامل مونوترمها می باشد، معلوم نیست. Rowe می گوید که مونوترمها دارای متابولیسمی کند و دوره تولید مثلی طولانی هستند. هر دوی این ویژگی ها از نقطه نظر تئوری، نرخ تغییرات تکاملی آنها را کاهش می دهد. و اگر آنها با پردازه اکولوژیکی خود خیلی خوب سازگاری یافته باشند، انتظار می رود که فشار انتخابی برای تغییر کاهش یابد.

Rowe معتقد است که شاید این جانوران نیازی به رشد و نمو نداشته اند، زیرا استعداد و توانایی  شکارگری آنها خیلی خوب سازش پیدا کرده است: بعنوان مثال منقار سوراخ دار پلاتی پوس با پایانه های عصبی خیلی حساس، برای شناخت سیگنالهای الکتریکی که توسط طعمه منتشر می شود، سازش یافته است.

David Wake، زیست شناس تکاملی، از دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، می گوید این یافته ها خیلی مهم و قابل توجه هستند. اما او راه حل متفاوتی برای این مسئله پیچیده استخوان آرواره ارائه می دهد. او می گوید"من قانع نمی شوم  که این جانور یک پلاتی پوس باشد. اما از آنجا که ما در باره سایر مونوترمها که زمانی وجود داشته اند آگاهی کامل نداریم، این یافته ها را به پلاتی پوس ربط می دهیم. بعنوان مثال امکان دارد که این کانال دوبار تکامل یافته باشد، یک بار قبل اززمان جدایی این دو گروه و تکامل دوباره آن بعد از این زمان جدایی، اگر این چنین باشد، آرواره های گونه های استرالیایی باز هم ممکن است زمان جدایی بین پلاتی پوس ها و اکیدنه ها را پیش بینی کند.

 

خصوصيات ظاهري و بيولوژي پلاتی پوس

 

است.پلاتيپوس (ornithorhynchus anatinus) با نام علمي پلاتي پوس

پستانداران تخمگذار است. این گروه از جانوران دارای برخی از صفات مشترک خزندگان و

پستاندارانند. پلاتی‌پوس دارای دمی شبیه به دم بیدستر، منقاری شبیه به منقار اردک و

پاهایی پرده‌دار است. مثل خزندگان تخمگذار است؛ اما مثل پستانداران به نوزادان خود

شیر می‌‌دهد.(شكل 1 عكس يك پلاتي پوس)

شكل1                   

پلاتی‌پوس‌ها از خرچنگ دراز، میگو، کرم، قورباغه و ماهی‌های کوچک تغذیه می‌کنند. یک

پلاتی‌پوس باید هر روز به اندازه وزن خود غذا بخورد  پلاتی پوس ماده برای تخم

گذاشتن، لانه‌ای در انتهای دالان زیرزمینی خود درست می‌کند. او یک تا سه تخم

می‌گذارد و سپس دهانه دالان را برای جلوگیری از ورود شکارچیان می‌بندد.

پلاتی پوس در استرالیا و تاسمانی زندگی می‌کند و مثل سمور آبی، در دالان‌های

زیرزمینی زندگی و در آب شکار می‌کند.

پلاتی پوس، پوستی خزدار شبیه به سمور آبی دارد؛ حتی دم پهن آن نیز از پوست خزدار

پوشیده شده است.

پلاتی‌پوس دارای دمی شبیه به دم بیدستر، منقاری شبیه به منقار اردک و پاهایی

پرده‌دار است.

هنگام شنا کردن از دست‌های پارو مانندش برای حرکت و از پاها و دمش بیشتر برای حفظ

تعادل استفاده می کند.

پلاتی‌پوس از منقار حساس و لاستیک مانند خود برای جست‌وجوی غذا در گل‌های کف

رودخانه‌ها و دریاچه‌های محل زندگی خود استفاده می‌کند. پلاتی‌پوس‌ها از خرچنگ

دراز، میگو، کرم، قورباغه و ماهی‌های کوچک تغذیه می‌کنند. یک پلاتی پوس باید هر روز

به اندازه وزن خود غذا بخورد.

محدوده جغرافیایی : محدوده جغرافیایی Ornithorhynchus anatinus  محدود به مناطق

استرالیای شرقی و تاسمانی است.

زیستگاه : از ارتفاع 1000 متری تا عمق 5 متری

پلاتی پوس های منقار اردکی در رودخانه ها، مرداب ها، جویبارها زندگی می کنند. آنها

مناطقی با سواحل شیب دار که شامل ریشه گیاهان، گیاهان معلق و نیزارها ست را ترجیح

می دهند. رودخانه ها وجویبارها معمولاً کمتر از 5 متر عمق دارند.  شواهدی مبنی بر

زندگی کردن آنها در زیستگاه های آبی با ارتفاع بیش از 1000 متر در دست است.

توصیف ظاهر:

وزن : بین 8/0 تا 5/2 کیلوگرم؛ بامیانگین1/52

،با ميانگين465 mm 390 تا mm 600 طول:بين

پلاتی پوس منقار اردکی یکی از سه گونه مونوترم هاست. این گونه ها به خاطر تخم گذاری

از دیگر پستانداران متمایزند. آن ها یک مجرا دارند که از طریق آن تخم گذاری می کنند

و همچنین مواد زاید مایع و جامد را از طریق آن دفع می کنند. پلاتی پوس ها باریک و

کشیده اند، رنگ خز آنها از قهوه ای تا قهوه ای تیره در سطح پشتی و قهوه ای تا نقره

ای در سطح شکمی تغییر می کند. منقارهای شبیه به اردک و دم های مسطح و گسترده ای

مانند سگ های آبی دارند.

سوراخ ها ها بینی روی سطح منقار جای گرفته و چشم ها و گوش های آن ها در دو طرف سر

قرار دارد. دست ها و پاهای کوتاه دارند، کف پاهای عریان دارند. هر پا از 5 انگشت

تشکیل شده که شامل یک ناخن پهن برای پاهای جلویی و پنجه های نوک تیز برای پاهای

عقبی است.

نرها ازماده ها بزرگترند و دو غده سمی دارند که به مهمیزهای پاهای عقبی متصل است (شكل2)

ماده ها غده های شیری دارند اما پستان ندارند. نوزادان دندان شیری دارند در حالی که

بزرگترها صفحه های کوبنده دارند. جوانترها کوچکتر از بزرگتر ها هستند.  بعد از

زمستان میزان چربی بدن در آن ها کاهش می یابد.

                                                                                                                                                              شكل 2     

تولید مثل یک بار در سال در اواخر زمستان یا پاییز، 1 تا 3 نوزاد، 17 روز دوره

بارداری، 3 تا 4 ماه زمان از شیر گرفتن، زمان بلوغ جنسی 2 سال (برای ماده) و 5/1

سال برای نرها.

پلاتی پوس نر رفتارهای جفت گیری را از خود نشان می دهد اما جفت گیری بستگی به میل

ماده دارد. جفت گیری فصلی است و با میزان جمعیت تفاوت می کند. نر و ماده پلاتی پوس

یکدیگر را در هنگام شنا کردن لمس می کنند. نر دم ماده را با منقار خود می گیرد و

اگر ماده میلی به جفت گیری نداشته باشد، سعی می کند با شنا کردن از دست نر فرار

کند. اگر به جفت گیری رغبت داشته باشد، در کنار نر می ایستد و به نر اجازه می دهد

تا دوباره دم او را بگیرد.

درصد بیشتری از زخم های پوستی در نرها نسبت به ماده ها وجود دارد که می تواند نشان

دهنده جنگ بین نرها در طی فصل جفت گیری باشد.

ماده های جوان تا 4 سالگی تولید مثل نمی کنند. پلاتی پوس های ماده لانه هایی می

سازند که در آن از نوزادان محافظت و پرستاری می کنند. در طول دوره هایی که تا باز

شدن تخم ها می انجامد، ماده با فشار دادن تخم ها به شکمش توسط دم به باز شدن آن ها

کمک می کند(شكل3). این دوره 6 تا 10 روز طول می کشد. پلاتی پوس منقار اردکی معمولاً 2 تا

3 تخم می گذارد. نوزاد پلاتی پوس در حالی كه دندان در دهان دارد به دنیا می آید و

از شیر مادر تغذیه می كند.به زودی دندانهای نوزاد میریزد و به جای آن از تكه های

سفت و شاخی كناره های منقار خود استفاده می كند.

                                                                                                                                                                                       شكل3

طول عمر:

بیشترین طول عمر در طبیعت 12 سال

میانگین طول عمر در اسارت 6/22 سال

رفتار:

پلاتی پوس ها معمولاً منزوی و گوشه گیرند به خصوص نرها. اگر مناطق نرها با یکدیگر

هم پوشانی داشته باشد، آن ها زمان گشت زنی خود را تغییر می دهند تا با هم برخورد

نکنند.

محدوده خانه:

محدوده خانه بین 37/0 تا km 7 تغییر می کند. پلاتی پوس هایی که در جویبارها زندگی

می کنند محدوده بزرگتری نسبت به پلاتی پوس هایی که در برکه یا آبگیر زندگی می کنند،

دارند.

برقراری ارتباط:

پلاتی پوس ها صداهایی تولید می کنند اما نقش این صداها ناشناخته است.

عادات غذایی:

پلاتی پوس منقار اردکی در جویبارها و دریاچه ها از بی مهرگان آبزی استفاده می کند.

آن ها همچنین میگو، تخم های ماهی و ماهی کوچک می خورند. پلاتی پوس شبها به شكار كرم

خاكی، حشرات آبی و خرچنگ آب شیرین می پردازد ودر روز بیشتر در لانه خود كه در زیر

گل ولای پنهان است بسر می برد.

صیادی:

شکارچیان این جانور، انسان ها، روباه ها و سگ ها همچنین مارها، پرندگان شکارچی و

مارماهیان بزرگ است.

نقش در اکوسیستم:

اطلاعات کمی در این باره وجود دارد. اگر چه با شکار بی مهرگان دریازی، نقش مهمی در

زنجیره غذایی نهرها و جویبارها بازی می کنند.

اهمیت اقتصادی برای انسان : ماهی قزل آلا شکار می کند که یک منبع غذایی انسانی است.

در جهان تنها پستاندار زهردار پلاتی پوس است.غده های زهری اش نزدیك رانهایش قرار

دارد و زهر را از طریق مجرایی به سیخكهای پای عقب حیوان می فرستد.آن ها می توانند

در صورت تحریک شدن با زهر خود به انسان صدمه بزنند. پلاتی پوس ها توسط تجار پوست

شکار می شدند و از پوست آن ها کلاه، کفش می ساختند. اما در سال 1912 شکار پلاتی پوس

ممنوع شده است.

 

 

 

از راسته ي مونوترم ها يك خانواده ي ديگري بنام اكيدنه  وجود دارد كه احتمال مي رود با پلاتي پوسها همولوگ باشند به همين دليل مختصرا به شرح آنها نيز مي پردازيم.

 

رده بندي اكيدنه ها

kingdom: Animali
Phylum: Chordata
Subphylum: Vertebrata
Class: Mammalia

egg-laying mammals Prototheria Subclass:

 Order: Monotremata

Family: Tachyglossidae
Genus Tachyglossus ،short-beaked echidna

Genus Zaglossus ،long-beaked echidnas
Genus Megalibgwilia

این خانواده شامل دو جنس و چهار گونه است. Zaglossus (اکیدنه های پوزه بلند) در گینه نو یافت می شوند و Tachyglossus (اکیدنه های پوزه کوتاه) بومی استرالیاست. اکیدنه ها خارهایی دارندکه بدن آنها را می پوشانند. در هنگام دفاع خود را گرد می کنند و به یک توپ خاردار تبدیل می شوند. اکیدنه ها حفاران قدرتمندی هستند و می توانند خود را درون یک لانه فرو کنند یا خارهای خود را در زمین فرو کنند طوری که جابه جا کردنشان سخت شود.

عموماً اکیدنه ها زمین را برای غذا حفر می کنند که شامل مورچه ها، موریانه و . . . می شود. غذا با استفاده از گیرنده های الکتریکی که در پوزه وجود دارد، مکان یابی می شود. اکیدنه ها زبانی بلند و پوشیده از موکوس  چسبنده ای دارند که در شکار به آن ها کمک می کند. موکوس چسبنده توسط غدد بزاقی زیر آرواره ای بزرگ تولید میشود.

اکیدنه ها معمولاً حیوانات بزرگی هستند (تا kg16 برای Zaglossus). آنها پوزه های باریک و میله ای دارند که اصلاً شبیه به پلاتی پوس نیست. اسکلت آن ها بسیار قوی ساخته شده شاید برای سازگاری با ماهیچه های قوی که به حفاری کمک می کند. اکیدنه برعکس پلاتی پوس در همه پاها پنجه های بیلچه مانند بزرگ دارد. مهمیزها که در این جانور کاربرد خاص ندارند، بر روی قوزک پای همه نرها و ماده ها وجود دارند.

اکیدنه تنها یک تخم چرم مانند می گذارد که به مدت 7 تا 10 روز در کیسه نگهداری می شود تا وقتی که نوزادان از آن خارج شوند. نوزادان 6 تا 8 هفته در کیسه باقی می مانند تا وقتی که تیغ های آن ها سخت گردد.

آن ها دندان ندارند. اکیدنه های پوزه کوتاه از مورچه ها و موریانه و اکیدنه های پوزه بلند از لارو حشرات و کرم ها تغذیه می کنند.

اکیدنه های پوزه بلند خارهای کوچکی روی زبان دارند که در شکار به آن ها کمک می کند. اکیدنه های نر دارای آلت تناسلی 4 سر هستند که تنها دوتای آن ها در جفت گیری به کار می آید. دوسر دیگر رشدی ندارند و در اصطلاح خاموش می شوند. هر بار که حیوان جفتگیری می کند سرها عوض می شوند (یعنی هر بار با یک سر).

 

تاکسونومی


جنس Zaglossus:   

    
 شامل سه گونه موجود ، دو گونه منقرض شده است.
1) اکیدنه پوزه بلند غربی (Zaglossus bruijni) که درجنگل های مرتفع دیده می شود.
2) اکیدنه پوزه بلند (Zaglossus attenboroughi) که اخیراً شناخته شده و زیستگاه های مرتفع را ترجیح می دهد.
3) اکیدنه پوزه بلند شرقی (Zaglossus bartoni)
دو گونه فسیل شده شامل : Zaglossus robustusZaglossus Hackett
جنس 
Tachyglossus:در استرالیااکیدنه پوزه کوتاه ممکن است در محیط های متفاوتی شامل پارکهای خارج از شهر مثل حاشیه ی دریاچه ی Burley Griffin در Canberra دیده شوند. اکیدنه ی پوزه کوتاه در جنوب شرقی گینه ی نو و زیستگاههای متفاوت استرالیا، از کوههای پوشیده از برف  استرالیا (Australian Alps) تا صحراهای Outback زندگی می کنند، در واقع هر جایی که مورچه ها و موریانه ها وجود داشته باشند اندازه ی آنها کوچکتر از گونه ی  Zaglossus است و موی بلندتری  دارند.


جنس Megalibgwilia : این جنس تنها در فسیل ها دیده می شود و شامل دو گونه است :
 Megalibgwilia ramsayi  از دوران پلسیتوسن (دوره چهارم زمین شناسی)

 Megalibgwilia ramsu از دوران میوسین.

 

 

 

 

نحوه زندگی اکیدنه

 

اکیدنه نامی است که بر مورچه‌خوار خارپشت نام نهاده‌اند. اکیدنه پنجه‌هایی دراز و خرطومه‌ای به شکل لوله دارد. بر پشتش هم خارهای کوتاه و سختی شبیه جوجه تیغی روییده است(شكل4). اکیدنه مانند پرندگان و خزندگان جانوری تک مخرج است یعنی فقط یک سوراخ دارد که از آن هم پیشاب ، هم مدفوع و هم تخم خارج می‌شود. اکیدنه برای کاویدن زمین و برچیدن مورچه و حشرات دیگر به ابزار لازم مجهز است. چرا که این حشرات خوراک اصلی آن را تامین می‌کنند. اکیدنه در استرالیا و گینه جدید زندگي مي كند.

                                           شكل4

پاهای کوتاه ولی نیرومند و مسلح به پنجه‌هایی خمیده و دراز دارد. خرطومش نیز همچون لوله‌ای دراز و باریک است. زبان چسبناک و دراز اکیدنه مانند یک کرم طوری از دهان به بیرون پرتاب می‌شود که حشرات بدان جذب شده و شکار می‌شوند. در فصل تخم‌گذاری از زیر شکم ماده اکیدنه کیسه‌ای می‌آویزد که دهانه‌اش به سمت پشت جانور قرار دارد. به هنگام گذاردن تخم حیوان طوری خود را جمع و جور می‌کند که یک یا دو عدد تخم از سوراخ مقعدش مستقیم به درون کیسه هدایت می‌شود. اکیدنه تخمها را آنقدر با خود حمل می‌کند تا جوجه‌ها از درونشان سر بر آورند. نوزادها در کیسه همچنان باقی می‌مانند تا به حد کافی رشد یابند.

 

سپس مادرشان آنها را در درون یک سوراخ زیر زمینی یا جایگاه امن دیگری پنهان می‌کند و خودش از پی یافتن خوراک می‌رود. اکیدنه به هنگام ترس از دشمن زمین را می‌کاود و خود را طوری در آن قرار می‌دهد که فقط پشت پر از خارش ، همچون سپر در برابر دشمن قرار می‌گیرد اکیدنه چنان در این کار مهارت دارد که می‌تواند ظرف مدت کوتاهی خود را بدین گونه استتار کند. اکیدنه گینه تقریبا به طول 70 سانتیمتر رشد می‌کند اما نوع استرالیایی آن اندکی کوچکتر است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 15:43  توسط هانیه یوسف پور  | 

آفتاب‌ پرست؛ مارمولکی با چند رنگ

آفتاب‌ پرست

آفتاب‌پرست‌ها، مارمولک‌های عجیبی هستند که می‌توانند رنگ پوست خود را تغییر دهند. آنها وقتی رنگ پوست خود را تغییر می‌دهند که عصبانی یا ترسیده باشند. همچنین با تغییر دما و نور محیط یا هنگام مخفی شدن، رنگ پوست این جانور تغییر می‌کند.

سلول‌های ویژه‌ای به نام ملانوفور در زیر پوست آفتاب‌پرست وجود دارد. این سلول‌ها می‌توانند رنگ پوست جانور را همرنگ محیط کنند

آفتاب‌پرست‌ روی شاخه درخت در انتظار حشرات می‌نشیند. جانور دمش را دور شاخه درخت می‌پیچد و خود را محکم نگه می‌‌دارد. در همین حال چشمان گردان جانور، به او این امکان را می‌دهند که در یک زمان، از دو جهت شکار را زیر نظر بگیرد. آفتاب‌پرست برای گرفتن حشره، زبان دراز و چسبناک خود را به سمت شکار پرت می‌کند و در یک چشم به هم زدن او را می‌گیرد.

آفتاب‌ پرست

کوچک‌ترین آفتاب‌پرست دنیا، آفتاب‌پرست کوتوله نام دارد که طول آن فقط 2/5 سانتی‌متر است. این جانور معمولا در روی برگ‌های کف جنگل زندگی می‌کند. طول بیشتر آفتاب‌پرست‌ها بین 17 تا 25 سانتی‌متر است؛ اما طول برخی از آنها به 60 سانتی‌متر هم می‌رسد. بیشتر آفتاب‌پرست‌ها از حشرات تغذیه می‌کنند؛ اما بعضی از انواع بزرگ آن پرندگان را نیز می‌خورند.

آفتاب‌پرست برای گرفتن حشره، زبان دراز و چسبناک خود را به سمت شکار پرت می‌کند و در یک چشم به هم زدن او را می‌گیرد.

سلول‌های ویژه‌ای به نام ملانوفور در زیر پوست آفتاب‌پرست وجود دارد. این سلول‌ها می‌توانند رنگ پوست جانور را همرنگ محیط کنند؛ به طوری که به سختی بشود او را دید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 15:26  توسط هانیه یوسف پور  | 

در ابتدا جا دارد خود را بطور مختصر برايتان معرفي كنم: من هانيه اهل تبريز متولد ۱۳۷۰ دانشجوي دوره ي كارشناسي زيست شناسي جانوري در دانشگاه سراسري تبريز هستم. اميدوارم در اين حيطه بتوانم ياريتان كنم و از شما نيز انتظار دارم با نظر هاي خود مرا در اين امر ياري نماييد٪
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 15:22  توسط هانیه یوسف پور  | 

مطالب قدیمی‌تر